ابن ميثم البحراني ( مترجم : محمدى مقدم / نوايي )
52
شرح نهج البلاغة ( فارسي )
جنگ با أهل شام وأدار مىكرد ، واين قسمت را هنگامى بيان فرمود كه عدّهء بيشترى از پيروانش دست از يارى أو برداشته بودند . حضرت ، در اين عبادتها ، خدا وفرشتگان وبندگانش را بر كسى كه سخنان عدالت خواهانهء أو را شنيده وسپس ، از آن اعراض كرده واز يارى دين خدا خوددارى كرده ، به شهادت وگواهى گرفته است ، امام ( ع ) با سخنانش كه راهنماى آنها واصلاح كنندهء أمور دين ودنياي آنان بود ايشان را به جهاد با دشمنان دين دعوت مىكرد ، ولى پاسخ آنها جز سر باز زدن از جنگ ونافرمانى از دستورات آن حضرت چيز ديگرى نبود ، لذا در اين سخنان خداى را به گواهى مىگيرد تا به اين وسيله ياران خود را به جنگ تشويق كند واز تأخير در آن باز دارد ، به اين گونه ، احساسات آنان تحريك مىشود ودر برابر فرمان أو سر فرود مىآورند وأو را أطاعت مىكنند ، ونيز آن جا كه گفتار خود را به عدالت واصلاح توصيف مىفرمايد ، توجه شنوندگان را به آن جلب مىكند . در فرمايش امام ( ع ) : ثم أنت بعده . . . خدايا تو كه بر حال أو گواهى ما را از يارى وكمك أو بىنياز مىكنى ، هشدارى به عظمت سلطهء خداوندى وكوچك شمردن روحيه كساني است كه از يارى دين سرپيچى مىكنند ، سرانجام در آخر خطبه عقوبت وكيفر الهى را تذكر داده واشاره به آن فرموده است كه : سستى كردن از نصرت دين خدا گناه بزرگى است كه انسان مورد مؤاخذه وعذاب قرار مىگيرد . توفيق از خداوند است .